پیدا





تب فوتبال

درخواست حذف اطلاعات

یادمه اولین باری که به فوتبال علاقه مند شدم دوم ابت بودم یکی از بازیهای ملی رو پخش میکرد تلویزیون و منم از دروازه بانی عابدزاده خوشم اومد کلا شدم طرفدار عابد زاده...بعدشم هم بالطبع طرفدار پرسپولیس شدم خانواده ما تقسیم عادلانه بود سه نفر از بچه ها پرسپولیس سه نفر هم استقلال زمان بچگی خیلی هواداری و اینا نداشتیم، نهایت خونه ی جان که میرفتیم یه پسر داشتیم (خدا رحمتش کنه تو جوونی فوت شد) همش میگفت اگه از پرسپولیس بدنگین بهتون فلان خوراکی رو نمیدم...اونم با داداش بزرگم کل کل داشت و گرنه بحث جدی نداشتیم هرچی بزرگتر شدیم تب فوتبال بیشتر شد و تعصبات ما بچه ها بیشتر...یادمه من همش میرفتم لباس قرمز میگرفتم آبجیم هم استقلالی بود کلی با من لج میکرد و دعوا...خواهر و برادر بزرگترم به دلایل شغلی آ هفته خونه بودن و بعضی مواقع هم نبودن کلا. ..فکرشو ین یه خواهر بزرگتر از خودم و دوتا داداش توی خونه مرتب باهام کل کل می بابام هر سرلجشون میومد طرفداری پرسپولیس میگفت دخترمو تنها گیرآوردین شما سه تا...بعد شعار میداد اونا هم با من قهر می خخخ یادمه یه بار پرسپولیس واستقلال بازی داشتن پرسپولیس بازی رو برد...خواستم برم اتاق لباس قرمزمو بپوشم ولی دیدم خیلی اوضاع ابه کی میخواد به دادم برسه...ولی خب آبجی از من بزرگتر بود و زورش میرسید باهام قهر کرد اصلا میگفت جلو چشمم راه نرو که ف ت ابه ... خلاصه یه ور اتاق پوسترای من بود و بازیکنای پرسپولیس و منچستر یونایتد یه ور دیگه مال اونا ولی خب ع ای من بیشتر بود،یه دفتر هم داشتم اون موقع ع ای بچه های پرسپولیس و یه سری شعر گذاشته بودم هنوز دارمش... بازیهای ملی هم میرفتم براشون شعر میگفتم بیشتر از پرسپولیسیها میذاشتم باز اینا با من قهر می ...تو حیاط هم زیاد فوتبال بازی میکردیم همیشه هم من دروازه بان بودم داداشم میگفت خب خوبه به عابدزاده رفته خخخ پیش ی که بودم تصمیم گرفتم کم کم فوتبال نگاه نکنم تا تعصباتم کمتر بشه، تقریبا عرق مذهبیمم داشت شکل میگرفت و کم کم فاصله گرفتم از تب وتاب فوتبال.. .دیگه فوتبالها رو به مرور حذف و اعصابم آروم شد بقیه هم همینطور...فقط موند اون پرسپولیسی بودن که هنوز هم ذره هاییش تو وجودم مونده و دیگه حذف نمیشه . .. تقدیم به دوستای وبلاگی تب فوتبالی