پیدا





جشن میلادت ستاره باران

درخواست حذف اطلاعات

جشن های خاصی که از کودکی یادم میاد نیمه شعبان بود و ۲۲ بهمن بقیه جشن نبودند معمولا عید بودند و شادیهای همگانی اون موقعها تصور خاصی از زمان علیه السلام نداشتم ذهن ک نه بود دیگه بزرگتر شدم و وارد دنیای نوجوانی و جوانی شدم و تو شدی ناجی دلم ناجی مهربان! همه جای شهر آذین بندی شده بود امشب همه جای شهر اسمت مزین شده بود ، راستش توی این شلوغیها بیشتر دلتنگت بودم . ..ناجی همیشگیم دلتنگی که همیشه هست اصلا سوز دل تمامی ندارد اصلا یادت هم شیرین است، درست است انتظارمان لایق آمدنت نبود ولی انتظار تو لایق وصال بود ،نبود؟ نمیدانم چقدر طول بکشد...نمیدانم چقدر عمرم کفاف بدهد باشم باشم و بیایی؟باشم و حکومت زیبایت را ببینم؟ خدایا خودت میدانی تمام حجم آرزوهای من خلاصه شده اند به همان زمان موعود. .. پس فرصتی تا ظهور؟؟؟ سالهاست هر روزه ام این بیت شعر است بگذارید که از بتکده یادی م من که با دست بت میکده بیدار شدم